محـــراب عشـق

توجه توجه

سه‏شنبه 23 بهمن 1386 ساعت 7:0 عصر
<

سلام بر حسين


سلام به همه دوستان و تشکر بابت همه چيز


اينم آدرس وب لاگ جديد من http://alrazagh.blogfa.com/


با آرزوي موفقيت براي همه شما دوستان


يا علي


 


نوشته شده توسط : محمد شکري

[ نظر]


هفت راهکار مناسب براي انتخاب همسر

شنبه 13 بهمن 1386 ساعت 9:25 عصر
<

قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمئن باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا براي اينکه از خانه پدري فرار کنيد؟




کسي که خودشناسي مي کند، براي زندگي خودش هدف قائل مي شود، برنامه ريزي مي کند، آرزوهايش را روي کاغذ مي آورد و جاهاي خالي زندگي اش را شناسايي مي کند.



کسي که خودش را خوب مي شناسد، کمتر تحت تاثير حرف ديگران مسير زندگي اش را تغيير مي دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگي اش چه کار مي کند. به عنوان مثال، يک دختر ?? ساله دوست دارد در سن ?? سالگي جراح زنان و زايمان باشد، در شيراز زندگي کند ويک بچه داشته باشد.



اولا اين که کسي که مي خواهد پزشک متخصص بشود، بايد همسري انتخاب کند که شرايط بخصوص شغلي او را درک کرده و بتواند او را حمايت کند. از سوي ديگر شايد لازم نباشد او هم جراح باشد اما بايد از تحصيلات دانشگاهي برخوردار باشد. در ضمن، براي چنين دختري که زودتر از ?? سالگي نمي خواهد بچه دار بشود، ازدواج زودرس يا حاملگي زودرس مزيت خاصي ندارد. در ضمن اينکه دوست دارد در شيراز زندگي کند، تا حدي تکليف خواستگاري که مي خواهد او را به تبريز يا کانادا ببرد را مشخص مي کند. با خودتان رو راست باشيد، و در تصميمتان راسخ باشيد.



?. مرحله دوم اين است که همسر آينده تان را بر اساس خواسته ها و موقعيت فعلي خود تصور کنيد. تصور کردن همسر ايده آل با توجه به آرزوهايتان نسبتا راحت است. هميشه از خودتان اين سوا ل را بپرسيد: «آيا من براي شخصي که به عنوان همسر ايده آل خودم تصور کرده ام، همسر ايده آلي هستم؟» خيلي ساده است. هر ترازويي دو کفه دارد. اگر مي خواهيد کفه طرف مقابلتان سنگين باشد، ابتدا بايد کفه طرف خودتان را سنگين کنيد. کسي که مي خواهد با يک فرد تحصيل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نيز تحصيل کرده و هنر دوست باشد.



?. در مرحله سوم بايد يکسري معيارهاي غربالگري اوليه براي همسريابي انتخاب کرده و آنها را آزمايش کنيد. رايجترين معيارهايي که براي اين منظور به کار مي روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصيلات، تفاوت طبقاتي، تفاوت قومي، تفاوت زباني و در نهايت تفاوت ديني.



نکته مهم اين است: اين شما هستيد که تعيين مي کنيد يک ويژگي برايتان مهم است يا خير. مثلا براي يک نفر ممکن است ازدواج درون قومي خيلي مهم باشد ولي براي کس ديگر اصلا اهميت نداشته باشد. نکته ديگر اين است که تفاوت آدمها در يک قالب نسبي مطرح مي شود تا مطلق. مثلا به نظر يک نفر قد ??? کوتاه است و به نظر شخص ديگري ايده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کساني که حرف مردم برايشان مهم است بيشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهميت مي دهند.



?. مرحله چهارم عبارتست از «ديدن» و «ديده شدن» براي ايجاد جاذبه اوليه. در کشورهايي که محيطهاي مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان براي پيدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولي متاسفانه چنين امکاني براي اکثر خانمهاي جوان کمتر وجود دارد. به همين دليل توصيه من اين است که محيط کار، تحصيل يا تفريح خود را به گونه اي انتخاب کنيد که حداکثر احتمال ممکن را براي ديده شدن توسط همسر احتمالي آينده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسي که مي خواهد با يک موسيقيدان ازدواج کند، يا در کلاسهاي متعدد موسيقي شرکت مي کند يا عضو انجمني مي شود که موسيقي دانان معمولا عضو آن مي شوند. کار ديگري که مي توانيد بکنيد اين است که چند خصوصيت اصلي که براي همسر آينده تان در نظر داريد به نزديکان و دوستان بگوييد ممکن است آن ها فردي را با اين مشخصات بشناسند و يا در آينده اگر با چنين کسي برخورد کنند بلافاصله به ياد شما مي افتند و مي توانند نقش معرف را داشته باشند.



?. مرحله بعد يا دوست شدن با کسي است که فکر مي کنيد ممکن است با او ازدواج کنيد يا خواستگاري کردن از اين فرد است. در بسياري از جوامع (چه شرقي و چه غربي) معمولا خواستگاري توسط جنس مرد صورت مي گيرد و معمولا يک زن نمي تواند از يک مرد تقاضاي دوستي و يا ازدواج بکند وگرنه به سبکي متهم مي شود.



به هر حال، فراموش نکنيد وقتي با کسي به قصد ازدواج دوست شديد يا از او خواستگاري کرديد، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند کافي شاپ رفتن و کادوهاي رمانتيک دادن يا نحوه چاي آوردن عروس خانم موقع خواستگاري و مراسم عروسي) نباشد. به اصل موضوع دقت کنيد.



?. مرحله ششم که به نظر من مهمترين مرحله انتخاب همسر است، بردن نهايت استفاده از فرصتها براي شناخت بهتر همسر احتمالي تان از طريق برقراري ارتباط کلامي يا غير کلامي مي باشد. امروزه حتي خانواده هاي نسبتا سنتي و مذهبي با حرف زدن و معاشرت زوجهاي آينده در طول دوران نامزدي شان مخالفت چنداني ندارند.



در طول اين جلسات، از طرف مقابل خود بايد سوال بپرسيد. سوالهاي تعيين کننده. اين سوالها از هر فرد به فرد ديگر فرق مي کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برايتان مي گوييم:




الف - مي توانيد بپرسيد: «هدف شما در زندگي چيست؟ سه تا از بزرگترين آرزوهاي زندگي تان را بگوييد».


ب - مثلا: «هدف شما از ازدواج چيه؟ چرا مي خواهيد با من ازدواج کنيد؟»


پ - «من شغلم ايجاب مي کند که در خارج از منزل کار بکنم. مي خواستم بدانم راجع به اين موضوع چي فکر مي کني؟»


ت - « در خانه پدر و مادري شما تقسيم کارهاي منزل به چه صورت بوده؟ دوست داريد در زندگي ما چطور باشد؟»



پرسيدن اين سئوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنيد که ما در دنياي ايده آل زندگي نمي کنيم، بنابراين اگر تصميمتان بر اين شد که با فردي ازدواج کنيد (بخصوص براي خانم ها) فراموش نکنيد حتما شرايطي را که برايتان مهم است سر عقد مطرح کرده و تعهد لازم را از همسر آينده تان بگيريد. اين تنها سندي است که مي تواند در صورت عدم سازش همسرتان در موارد ياد شده از شما حمايت کند.



از سوال مهمتر، ارتباطات غير کلامي است. مثلا اينکه آيا رفتارش طوري که مي خواهيد با مهرباني و عاطفه هست يا نه؟ آيا آداب اجتماعي را در حدي که براي شما مهم است بلد هست اگر نه، آيا در اين حد با او احساس صميميت مي کنيد که اين مورد را با او در ميان بگذاريد؟



علاوه بر آن بايد از خودتان بپرسيد: از هم صحبتي با او خسته شديد يا لذت برديد؟ اينکه اگر اختلاف نظري پيش آمد مي توانيد با صحبت کردن مسئله را حل کنيد و يا بر سرش به تفاهم برسيد؟ آيا مي ترسيد مسئله اي را با او در ميان بگذاريد؟ از عکس العمل هايش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران مي شويد؟ آن چيزهايي را که شنيديد يا ديديد وقتي به خانه برگشتيد، روي کاغذ بياوريد، زيرا براي مرحله آخر يا هفتم بايد از آنها استفاده کنيد.



?. مرحله آخر جمع بندي وضعيت و گرفتن تصميم مناسب است. در زندگي هر کسي حداقل يک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نيست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنيد و مجموع شرايط را برايش بگوييد و بخواهيد وضعيت را از ديد خودش ارزيابي کند.



سعي کنيد در ارائه مشاهدات و شنيده هايتان منصف باشيد و به اصطلاح سانسور نکنيد. بعد با خودتان خلوت کنيد. تمام نظرات و تفکرات را کنار هم بچينيد و جنبه هاي مثبت و منفي ازدواج با اين فرد را کنار هم مقايسه کنيد. آيا جنبه هاي مثبت به جنبه هاي منفي مي چربند؟ آيا چيزي در نکات منفي هست که خيلي برا يتان مهم باشد و بخاطرش بخواهيد از طرف بگذريد؟ ممکن است چيزهايي را که شنيديد قبول نداشته باشيد که ايرادي ندارد. هرکسي نظر خودش را دارد، ولي در نهايت اين زندگي شماست. تصميم آخر را خودتان بگيريد و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنيد.



مي توانيد وقتي نتيجه تصميمتان را به پدر و مادرتان مي گوييد دلايل خودتان را هم بگوييد که بدانند اين تصميم را عاقلانه گرفتيد و جوانب آن را سنجيده ايد.



مراحل بالا توصيف يک فرايند عقلاني و منطقي بود. ازدواج در زندگي فرد يک تصميم خيلي مهم است. ازدواج موفق مي تواند تمام توانايي هاي بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق مي تواند منابع غني درون وجود يک نفر را به صفر برساند. هستند کساني که فقط از روي احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولي تعداد کساني که خوشبختند و اين تصميم را با چشمهاي باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بيشتر است.


نوشته شده توسط : محمد شکري

[ نظر]


خاطرات ازدواج شهيد حاج ابراهيم همت

يکشنبه 23 ارديبهشت 1386 ساعت 3:2 عصر
<

ازدواج شهيد حاج ابراهيم همت


 





حادثه مهمي که پس از بازگشت همت از سفر حج در زندگي او رخ داد ازدواج با همسر مورد علاقه‌اش بود. تحول و انقلابي که در نخستين سالهاي اوج و پيروزي انقلاب و حتي تا اواخر جنگ تحميلي در اخلاق، سنت‌ها و روحيات بيشتر مردم انقلابي و مسلمان ايران پديد آمد و هنوز آثار مثبت آن کمابيش به چشم مي‌خورد، جوانان را وامي‌داشت تا دنباله‌روي از يک زندگي تجملي و لوکس را با نفرت و عصبانيت بسيار مردود شمارند و به ويژه در آغاز زندگي مشترک روح اسلامي و جهات معنوي را بيشتر در نظر داشته باشند.تا آن‌جا که از زبان نزديکان همت شنيده‌ايم که ازدواج او نيز از چنين کيفيتي برخوردار بود.


همچنان که در صفحات پيشين آمد، همسر وي يکي از دانشجويان داوطلب اعزامي از اصفهان به پاوه بود که تابستان 1359 وارد اين شهر شد و همراه ديگر خواهران مستقر در کانون فرهنگي سپاه و جهاد پاوه به کار معلمي و امداد رساني در روستاهاي اطراف پاوه پرداخت. ايشان در مهرماه همان سال، پس از اتمام مأموريت خود به اصفهان بازگشت و در اواخر تابستان سال 1360 بار ديگر راهي پاوه شد و فعاليت خود را از سرگرفت. همت مدتي پس از بازگشت از سفر حج به خواستگاري ايشان رفت. خود وي شرح سامان گرفتن زندگي مشترک خود را با حاج همت چنين تعريف مي‌کند:


«با يکي دو نفر از دوستان خود عازم کرمانشاه شديم، آموزش و پرورش آن‌جا ما را به پاوه فرستاد. وقتي وارد شهر شديم هوا تاريک شده بود. باران مي‌باريد. يک‌راست به ساختمان روابط عمومي سپاه رفتيم. همت آن ‌جا نبود. گفتند به سفر حج رفته است. در اتاق خواهران مستقر شديم و از روز بعد کار خود را در مدارس پاوه آغاز کرديم. آن زمان شهر رونق بيشتري پيدا کرده بود و بخش عمده‌اي از منطقه پاک ‌سازي شده بود و تعداد زيادي از نيروهاي بومي توسط شهيد ناصر کاظمي و همت، جذب کانون فرهنگي جهاد و سپاه شده بودند.


سفر حج ايشان حدود بيست روز به طول انجاميد. در اين فاصله به اتفاق خواهران اعزامي خانه‌اي براي سکونت خود در شهر اجاره کرديم. يک شب پيش از آمدن حاجي به پاوه خواب عجيبي ديدم. او بالاي قله‌اي ايستاده بود و من از دامنه قله او را تماشا مي‌کردم. خانه سفيدي را به من نشان داد و گفت: «اين خانه را براي تو مي‌سازم، هر وقت آماده شد دست تو را مي‌گيرم و بالا مي‌کشم.» فرداي آن شب خبر رسيد همت آمده است. يکي-دو روز بعد، از فرماندار شهر براي سخنراني در مدرسه دعوت کرده بوديم. گفتند کسالت دارد و همت به جاي ايشان آمد. حالا ديگر او را حاج همت صدا مي‌زدند. چند دقيقه‌اي پس از شروع سخنراني ايشان، برادري از سپاه آمد و خبر درگيري مناطق اطراف پاوه را داد. حاجي عذرخواهي کرد و مدرسه را ترک گفت.


دو روز بعد همسر يکي از برادران اعزامي از اصفهان که در آموزش و پرورش فعاليت مي‌کرد و ارتباط صميمانه‌اي با حاج همت داشت به محل سکونت ما آمد و درخواست ازدواج با حاج همت را مطرح کرد، بهانه‌اي آوردم و پاسخ منفي دادم. آن خانم اصرار کرد و از خلق و خوي شهامت، اخلاص و فداکاري حاجي تعريف کرد و گفت: «ديگران روي شهادت و گواهي همت قسم ياد مي‌کنند.» گفتم روي اين موضوع فکر مي‌کنم. دو يا سه روز بعد در خانه همان خانم و همسرشان با همت حرف زديم. او نشاني منزل ما را در اصفهان يادداشت کرد. در آن ايام سپاه پاوه همچنان مشغول پاک ‌سازي روستاهاي مرزي از لوث گروهکها و عراقيها بود و چون او نقش عمده‌اي در فرماندهي اين عملياتها داشت قرار شد پس از اتمام عمليات راهي اصفهان شود. همزمان با انتقال تعدادي از شهدا به اصفهان فرصتي فراهم شد و حاجي در آن سفر همراه با خانواده خود براي گفتگو با پدر و مادرم به خانه ما رفتند. از آن‌جا که شخصيت حاج همت احترام برانگيز بود و علاوه بر آن از قدرت کلام خوبي برخوردار بود و محبت ديگران را نسبت به خود جلب مي‌کرد، در اولين برخورد با خانواده من توانسته بود جاي خود را باز کند.


به دنبال موافقت هر دو خانواده حاج همت از اصفهان با پاوه تماس گرفت. برادران مستقر در کانون، امکان سفر من به اصفهان را در اسرع وقت فراهم کردند. فرداي همان روز که به اصفهان رسيديم حاج همت به خانه آمد. خانواده ما قصد داشتند مراسم عقد و عروسي را به زمان خاصي بيندازند، اما ايشان با تبحري که در جاانداختن مطالب داشت گفت: «براي يک مسلمان هيچ روزي بهتر از ولادت بنيانگذار اسلام نيست.» و با اين جمله قرار عقد را براي دو روز بعد، يعني هفدهم ربيع‌الاول گذاشت.


دلم مي‌خواست خطبه عقد را امام خميني(ره) بخوانند، اين، يکي از آرزوهايي بود که زوج‌هاي جوان در آن روزها داشتند و در صورت انجام آن به خود مي‌باليدند. به حاج همت پيشنهاد کردم از دفتر امام وقتي بگيرند. ولي پيش از آن‌که درخواست خود را به طور کامل به زبان بياورم حاجي از من خواست صرف ‌نظر کنم. او گفت: «راضي نيستم روز قيامت جوابگوي اين سؤال باشم که چرا وقت مردي را که متعلق به يک ميليارد مسلمان است به خودت اختصاص دادي.»


قرار خريد گذاشته شد. حاج همت دست خانواده‌اش را جهت خريد براي من باز گذاشته بود، اما براي خودش جز يک حلقه ساده که قيمت آن به دويست تومان هم نمي‌رسيد خريد ديگري نکرد.مراسم عقد به دور از هرگونه تجملات و ريخت و پاش برگزار شد. من با لباس ساده سرسفره حاضر شدم. حاجي نيز يک دست لباس سپاه به تن کرده بود. ميهمانان مجلس، اعضاي هر دو خانواده و تعدادي از دوستان من و حاجي بودند. مراسم با صلوات و مديحه‌سرايي برگزار شد، هر چند که اين‌چنين رسمي در ميان اقوام و خانواده ما معمول نبود.


 

    

نوشته شده توسط : محمد شکري

[ نظر]


زن و فرزند داشتن امام زمان (عليه السلام)

پنجشنبه 16 فروردين 1386 ساعت 9:38 عصر
<


زن و فرزند داشتن امام زمان (عليه السلام)



آيا امام زمان (عليه السلام) زن و فرزند دارد؟


در زمينه ى همسر و فرزند داشتن امام زمان (عليه السلام) به دو دسته از روايات بر مى خوريم بر اساس اين دو دسته از روايات گروهى معتقدند که امام زمان (عليه السلام)همسر و فرزندانى در دوره ى غيبت دارند، و بر طبق بخش ديگرى از روايات عده اى معتقد شده اند امام زمان (عليه السلام)زن و فرزند داشتن شان متيقن نيست. آن کسانى که مى گويند امام زمان (عليه السلام) زن و فرزند دارند به



 سه دليل تمسک جسته اند:
1
ـ قواعد کلى: يعنى بر طبق احکام اسلام يکى از سنت هاى مهم پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) ازدواج است که امام زمان (عليه السلام) به رعايت سنت هاى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)از همه مردم اولى است.
2
ـ روايات: به عنوان مثال سيد بن طاووس در جمال الاسبوع مى فرمايد: روايتى با سندهاى متصل يافتم که حضرت ولى عصر (عليه السلام) را اولاد بسيارى است در شهرهاى کرانه ى دريا که آن ها هرکدام والى و حاکم اند ...
3
ـ دعاها: در برخى از دعاها نامى از فرزند امام زمان (عليه السلام) به ميان آمده است مثل يا مولاى يا صاحب الزمان صلوات الله عليک وعلى آل بيتک ... على اهل بيتک ... روى هم رفته اين موارد به زن و فرزند داشتن امام زمان (عليه السلام) دلالت دارند.
مرحوم کفعمى در کتاب مصباح نقل کرده است که بر طبق روايتى همسر آن حضرت از نسل عبد العزّى پسر عبدالمطلب مى باشد ... 1 ـ لازم به تذکر است که به روايات مذکور از جهات مختلفى ايرادهايى وارد کرده اند که در اين باره به کتاب يکصد
پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عليه السلام) صفحه 141 و 142 و 143 مراجعه کنيد.
در مقابل دلايلى هم اقامه شده است که آن حضرت حداقل هم اکنون فرزندى ندارد از جمله آنها است روايتى که مسعودى از على بن ابى حمزة ابن السّراج و ابن سعيد مکارى نقل مى کند که آن دو مى گويند به خدمت امام رضا (عليه السلام)رسيديم على بن ابى حمزه عرض کرد «از پدرانت روايت کرده ايم که امام از دنيا نمى رود تا فرزندش را ببيند.» حضرت فرمودند: «آيا در اين حديث روايت کرده ايد الاّ القائم» عرض کردند: «بلى»، يا در روايت ديگر دارد: امامى وجود ندارد مگر اين که فرزندى دارد جز امامى که حسين (عليه السلام) براى او از قبر بيرون مى آيد او فرزند ندارد و ...
به هر حال اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، اما در بررسى اخبار و احاديث وارده روايت معتبرى که موجب اطمينان باشد به چشم نمى خورد، يا در عين حال نه زن و فرزند داشتن و نه زن و فرزند نداشتن هيچ کدام با احکام اسلام منافاتى ندارد; چرا که نکات منفى ترک تأهل به جهت برخوردارى امام (عليه السلام) از نيروى عصمت متوجه امام (عليه السلام)نمى باشد. در مورد خصوصيات خاص و دقيق همسر و تعداد فرزندان مطلبى خاص در روايات به چشم نمى خورد
.



 


 


 


 


 


نوشته شده توسط : محمد شکري

[ نظر]


يا الله

دوشنبه 6 فروردين 1386 ساعت 11:45 عصر
<


فضيلت نماز اول وقت



مرحوم علامه طباطبايي و آيت الله محمد تقي بهجت از مرحوم


(آقاي سيد علي قاضي طباطبايي رحمت الله عليه) نقل مي کردند:


اگر کسي نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد،مرا لعن کند


 في نفسه آثار زيادي دارد،ولو حضور قلب هم نباشد.


 


 


 


 آيت الله العظمي بهاء الديني(ره):


«اگر ميخواهيد برکاتي نصيبتان شود نماز اول وقت بخوانيد.


 






آيت الله اراکي(ره): آيت الله اراکي و آيت الله بهجت در
جواب اين


سؤال که براي اِزدياد محبت به حضرت حق و ولي عصر (عج) چه


کنيم؟مرقوم فرمودند: گناه نکنيد و نماز اول وقت بخوانيد.


نوشته شده توسط : محمد شکري

[ نظر]


راهيان شب

يکشنبه 5 فروردين 1386 ساعت 6:15 عصر
<

الـوهـاب


 


اي راهيان شب، خورشيدتان کجاست، اميدتان کجاست « .... الهي چه مي شد اگر شيعيانم قدر مرا مي دانستند و براي آمدنم دستهايشان را به سوي تو بلند مي کردند تا من مي آمدم و انتقام خون جدم حسين را مي گرفتم. خدا يا شيعيانم را هوشيار کن تا براي آمدنم دعا کنند چرا که کارشان اصلاح نخواهد يافت مگر با آمدن من .


باشد که همه ما از منتظران واقعي آن حضرت به شمار آئيم .انشــالـله


 


دستورات حضرت بقيه الله ( عليه السلام ) براي تزکيه نفس و طي مقامات عاليه انساني


 


هر روز خواندن زيارت آل ياسين


هميشه با وضو بودن


روزي صد مرتبه خواندن سوره فاتحه(حمــد)


و زياد بگويد « يا مولاتي يا فاطمه اغثيني»


و لااقل روزي هفت مرتبه« بسم الله و بالله توکلت علي الله لا حول و لا قوه الا بالله استغفرالله»


التماس دعا


 


نوشته شده توسط : محمد شکري

[ نظر]